من سوپرمن هستم!
این ادعای جالبی هست و همانند اینکه هیچ انسان زشتی در دنیا وجود ندارد، هیچ انسانی هم نیست که سوپرمن نباشد.
همه خود را سوپرمنهایی میدانند که توسط دیگران کشف نشدهاند؛ وگرنه قابلیتهایی دارند که اگر کشف شوند، همه انگشتبهدهان میمانند.
تا اینجای کار ایرادی وارد نیست! اگر این خودسوپرمن پنداری، مزاحمتی برای دیگران نداشته باشد و در تعامل با سایرین صورت نگیرد قابل پذیرش است.
البته این مسأله مختص شغل خاصی نیست؛ سوپرمن میتواند دکتر، مهندس، فروشنده، معمار، مدیر، کارمند اداری و یا از هر پیشۀ دیگری باشد.
اما زمانی مشکل بهوجود میآید که این حس، در تعامل با سایرین و بهخصوص مشتریان یک مجموعه و یا مشتری یک مشاور وجود داشته باشد.
مشتری از ما به عنوان یک فروشنده و یا یک مشاور، سوپرمن واقعی میخواهد نه سوپرمن پوشالی.
سوپرمن پوشالی ادعای همهچیزدان بودن دارد و خود را در تمام زمینهها متخصص میداند.
وی در هر زمینهای صاحبنظر است؛ هرچیزی را به راحتی رد میکند و فکر میکند که هیچ وقت اشتباه نمیکند.
در صنعت مشاوره این ادعا در مدت زمان کوتاهی فاش میشود.
مشتریان بنا به تجربه و تسلطی که در صنعت خود دارند، در مدت زمان کوتاهی مشاور را محک میزنند. آنها سریعاً متوجه میشوند که وی در چه زمینهای واقعاً متخصص است و در چه زمینهای فقط ادعا دارد.
البته دراینمیان، هستند مشتریان معدودی که ممکن است هیچوقت متوجه بیکیفیتی کار مشاور نشوند.
این مشتریان ممکن است بدون شناخت کافی مشاور و تواناییهایش از وی بخواهند تا پایان عمر شرکت نزد آنها بماند و بدون اینکه کار خاصی داشته باشند، از وی کمک بخواهند!
بهعنوان یک سوپرمن واقعی سعی کنید تخصص، تواناییهای فردی، قدرت تجزیهوتحلیل، جامعنگربودن، قدرت گوشدادن و هرآنچه که به شما در صنعت مشاوره کمک میکند را بالا ببرید.
اگر تواناییهای واقعی خود را به مشتری اثبات کنید، میتوانید برروی رابطۀ بلند مدت با وی حساب کنید. کسب اعتماد مشتری با اثبات تواناییهای واقعی امکانپذیر است.


