این پست برگرفته از نوشته‌های ریچارد نیوتن، مشاور کسب‌وکاری است که پس از سال‌ها همکاری با شرکت‌های بزرگ، مشاورۀ مستقل را انتخاب کرده و حاصل تجربۀ فریلنسری خود را در سال 2021 در کتابی تحت عنوان THE FREELANCE CONSULTANT آورده است.

برخی مشاغل درآمد بالا و مزایای باورنکردنی دارند. همچنین، کارمندان و شرکت‌ها فقط بخشی از خدماتِ یک فریلنسر را نمی‌توانند انجام دهند. مشاوران، کوچ‌ها، منتورها و بسیاری از پیمانکاران، در قالب یک شرکت هم می‌توانند فعالیت کنند.

سه دلیل برای فکر کردن به فریلنسری وجود دارد:

  1. شاید بتوانید درآمد بیشتری نسبت به یک کارمند داشته باشید.
  2. شاید بخواهید استقلال بیشتری داشته باشید که این امر در فریلنسری محقق می‌شود.
  3. شاید انتخاب دیگری ندارید. اگر در زمینۀ کاری خود، موقعیت مناسب پیدا نکرده یا به‌‌عنوان نیروی مازاد شناخته ‌شده باشید، ممکن است به فریلنسری فکر کنید.

درآمد بیشتر

بدون توجه به نوع نگرش و آرزوها، همگی به مقداری پول نیاز داریم. علاقه به پول ارتباط نزدیکی با استقلال، آرزوی دیگرِ فریلنسرها، دارد.

حتی اگر انتخاب شما فریلنسر ‌شدن باشد، بازهم یک چالش باعث می‌شود تا هیچ زمانی کاملاً مستقل نباشید:
شما نیازمندِ مشتریانی که زندگی شما را تأمین می‌کنند هستید و نمی‌توانید آن‌ها را نادیده بگیرید.

مشتریان انتظاراتی دارند و شاید، فقط شما را برای برآورده‌ کردن این انتظارات به‌کار بگمارند. احتمالاً به مرور زمان با مشتریان زیادی روبرو خواهید شد که توان دادن خدمات ‌به آن‌ها را ندارید. این امر در فریلنسری مشکل‌ساز است؛ اما در کارهایی به‌جز فریلنسری، به اتکای منابع سازمانی و انسانی ممکن است برای جذب مشتریانِ بیشتر مبارزه بکنید.

اگر استقلال را انتخاب کرده‌اید، باید این عبارت قدیمی راهمیشه در ذهن داشته باشید:

هیچ‌کس بدهکار شما نیست

اگر خدمات درستی به‌عنوان یک فریلنسر ارائه کنید و از سویی، مشتریانی پیدا کنید که ارزش این خدمات را بدانند، می‌توانید درآمد بسیار خوبی داشته باشید. البته دو ریسک وجود دارد: ریسک نخست، همیشه امکان صفر شدن درآمد شما وجود دارد و ریسک دوم، شاید با صورت‌حساب‌های ناخواسته‌ای روبه‌رو شوید که منابع مالی لازم برای پرداخت آن‌هارا نداشته باشید.

یک فریلنسر همیشه با ریسکِ صفرشدن درآمد در کوتاه‌ترین زمان ممکن روبه‌روست که نمونه‌هایی از آن ‌‌را در پدیدۀ قوی سیاه (Black Swan Event) در همه‌گیری کرونا در سال 2020 در تمام دنیا مشاهده کرده‌ایم. حتی مشکلات خانوادگی و بیماری هم می‌تواند مشکل‌ساز باشد. علاوه‌بر این، گاهی یک مشتری مهم هم می‌تواند به هزار‌و‌یک دلیل، تصمیم به قطع همکاری با یک فریلنسر بگیرد.

این پست هم مرتبط با همین موضوع است:
ذی‌نفعان پروژه‌ کیستند؟

بدشانسی، بیماری و یا تغییرات اقتصاد جهانی باعث شده تا فریلنسرها با بهت‌زدگی نتوانند کار مناسب خود و یا حتی، کاری پیدا کنند. حساب بانکی آن‌ها به ‌سرعت خالی شده و دوباره دوران سختِ زندگی شروع خواهد شد که البته با اندکی برنامه‌ریزی و جلوگیری از خرج‌های بیهوده، قابل گریز خواهد بود. هرچند این امر بسیار واضح است، اما درنهایتِ شگفتی، برخی فریلنسرها به این اصل پایبند نیستند.

بسیاری از افراد از پذیرفتن این ریسک‌ها واهمه دارند، اما در واقعیت کاهش اثر آن‌ها کار خیلی سختی نیست. برای کاهش اثر ریسک می‌توان چهار پیشنهاد ارائه کرد:

  1. جریان مالی خود را تحت کنترل داشته باشید. این امر شامل دارائی‌ها، دیون و طلب‌ها می‌شود. اگر توانائی کنترل مالی ندارید، از یک حسابدار کمک بگیرید.
  2. ذخیرۀ نقدیِ خود را افزایش دهید. شاید نگهداشت میزانی از پول پیشنهاد خوبی باشد تا بتوانید به کمک آن و بدون داشتن قرارداد کاری، حداقل شش ‌ماه زندگی خود را بگذرانید.
  3. فقط به یک مشتری وابسته نباشید. فریلنسرهای زیادی هستند که با وجود درآمد کلانی که سال‌ها از یک مشتری کسب کرده‌اند، با قطع همکاری ناگهانی وی مواجه شده‌اند. از این روی، بد نیست که همیشه مجموعه‌ای از مشتریان داشته باشید. یک فریلنسر نیازی به صدها مشتری ندارد؛ همین‌‌‌که تعداد مشتریان به اندازۀ انگشتان یک دست باشند، کفایت می‌کند.
  4. جریان‌های درآمدی دیگری هم برای خود تعریف کنید. شما الزامی به انجام این بند ندارید؛ اما بسیاری، این کار را انجام می‌دهند. برخی از مشاغل جانبی علاوه ‌بر جذابیت، به‌عنوان ضربه‌گیرِ دورانِ کاهش درآمد اصلی فریلنسر عمل می‌کنند. فردی نویسندگی را انتخاب می‌کند، شاید دیگری اجارۀ ملک، آموزش نوازندگی، تدریس، ادارۀ مرغداری و یا مدیریت شرکتی کوچک را انتخاب کند.

هرچند در عمل می‌توان ریسک منابع درآمدی را کاهش داد، اما یک چالش روان‌شناختی وجود دارد.

برخی افراد در مقابل نگرانی شدید که ریشه در فکر کردن همیشگی به گرفتنِ پروژۀ آتی دارد، دوام نمی‌آورند.

در بیشتر مواقع، این میزان نگرانی بیش از حد است، چون بیشتر مشاغل دائمی هم، امنیتی که تصور می‌کنید را ندارند.

موارد زیادی از کوچک‌سازی سازمان، تغییر مکان و یا برنامه‌های کاهش هزینۀ شدید که بدون برنامه‌ریزی قبلی انجام ‌شده‌اند، وجود دارند؛ اما اگر شما کسی هستید که دوست دارید همیشه میزان مشخصی از درآمد ماهانۀ خود را در حساب بانکی پس‌انداز کنید، شاید فریلنسری مناسب شما نباشد.

این پست هم مرتبط با همین موضوع است:
مشاوره به مشتری یا فروش خدمات؟

استقلال بیشتر

یکی از انتظارات واقعی از زندگی فریلنسری، استقلال بیشتر است. افراد هستند که پس ‌از سال‌ها فعالیت در شرکت‌های بزرگ، به‌خاطر محقق ‌نشدن خواسته‌های خود، از آن دست شسته و شرکت مستقل خود را تأسیس می‌کنند.

استقلالْ یعنی توانائی انتخاب زمان و مکان انجام کار و همچنین، مشتری

هدف استقلال اکثر فریلنسرها چیزی است که با پول به دست نمی‌آید:

رها‌ شدن از بسیاری از مشکلات و چالش‌های کار با برخی افراد و همچنین شانس پرهیز از درگیری با بسیاری از مقررات دست‌وپاگیر سازمان‌های بزرگ

هرچند فریلنسری دارای مزایایی هست، اما برای استقلال کامل با محدودیت‌هایی مواجه هستیم.

فقط افرادی انگشت‌شمار با تخصص نادر و خاص می‌توانند برای ساعت، هفته و ماه خود تصمیم بگیرند.

هر چقدر زمان و روزهای کاری را با رعایت آرامش و راحتی خود تنظیم کنید، باز هم گاهی در کنترل شما نخواهند بود.

البته شما همیشه می‌توانید به کار نه بگوئید؛ چون نمی‌خواهید در آن مقطع زمانی کار کنید و این‌جاست که استقلال معنا پیدا می‌کند.

بسیاری از افراد کارهایی که در زمان اشتباه به آن‎‌ها پیشنهاد شده را قبول نکرده‌اند؛ اما نه گفتنِ آن‌ها باعث شده تا مشتریان، کار را به شخص دیگری واگذار کرده و پروژه‌های آتی خود را با دیگران انجام دهند.

عکس این قضیه هم صادق است. گاهی دوست دارید کار کنید و درآمد داشته باشید، اما مشتری ندارید و ناچارید تا پیش ‌از شروع، بازاریابی و شبکه‌سازی کنید.

گذشته از این‌، در بیشتر مواقع، در حین انجام یک پرو‌ژه نمی‌توانید کار دیگری انجام دهید.

اولین نکتۀ استقلال این است که باید انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تعدیل کنید.

شما قطعاً مستقل خواهید شد، اما نه آن‌قدر که آزاد باشید هر کاری را هر زمانی که دوست دارید انجام دهید.

باید به این نوع زندگی به‌‌عنوان سبکی تعدیل شده از زندگی عادی، و نه کاملاً مستقل بنگرید و به خود بگویید «من آگاهانه درآمد کمتر و استقلال بیشتر را انتخاب کرده‌ام».

نکتۀ ارزشمند این است که برقراری این تعادل فقط به خودتان بستگی دارد.

اگر دورکاری را انتخاب می‌کنید، خوب است مشتریان هم این مسأله را درک کنند که آن‌ها خدمات را بنا به توافق بر به نتیجه رساندن کار دریافت می‌کنند و پرداخت، مبتنی بر ساعت کارِ مشخص نیست.

ممکن است به‌‌عنوان یک فریلنسر احساس کنید که نمی‌توانید اعتمادی که یک کارمند به مشتری می‌دهد را به وی بدهید؛ چون اگر مبنای کار شما ساعتی باشد، مشتری می‌خواهد بداند که واقعاً در همان ساعات، برای وی چه می‌کنید و شاید این کار خیلی در فریلنسری معنا نداشته باشد.

این پست هم مرتبط با همین موضوع است:
در کشتی مشتری بنشینید تا ...

پیش‌از روبرو شدن با چنین احساسی از خود بپرسید:

 چرا باید به من اعتماد کنند؟

اعتماد کسب‌ کردنی است؛ مجانی به دست نمی‌آید. هرچقدر ارزشمندی بیشتری نشان دهید، اعتمادِ بیشتری کسب خواهید کرد.

حتی اگر توانائی کار از منزل را داشته باشید، باید بدانید که این کار، همانند زندگی در هر نقطۀ کرۀ زمین و انجام موفقیت آمیزِ پروژۀ مشتری نیست.

برخی مشتریان با این موضوع که ملاقات حضوری نداشته باشید، مشکلی ندارند، به ویژه اگر دارای اعتبار برند خوبی باشید و یا رابطه‌ای قوی با آن‌ها داشته باشید. البته اکثر مشتریان دوست دارند هر چند‌وقت یک‌بار شما را ببینند؛ یک‌بار در هفته و شاید، چندین‌بار در ماه!

شما می‌توانید مشتریانی انتخاب کنید که با راه‌وروشی که دوست دارید، با شما کار کنند؛ فقط توجه داشته باشید که دنیا، دنیای رقابت است و فریلنسرهای فراوانی هم در این دنیا هستند! شاید اگر خیلی گزینشی عمل کنید، مشتریان بسیار محدودی داشته باشید.

نقطۀ آغاز تصمیم‌گیری دربارۀ کار کردن با افراد، مشخص کردن سطح واقعیِ استقلال خودتان است.

مشتریانی که با این سطح در تعارض باشند را رد کنید، اما کمی هم انعطاف داشته باشید؛ رابطه با مشتری، بده‌بستان است.

فراوانی یا نبود جانشین

ممکن است ساده‌ترین دلیل انتخاب فریلنسری این باشد که افراد گزینۀ دیگری ندارند و یا شغلی با حقوق مناسب وجود ندارد. گاهی فرد فقط به‌دنبال کاری است تا حقوقی داشته باشد.

ولی یک  خبر خوب!

شاید بسیاری از افراد به ‌اجبار تن به فریلنسری دادند و در اوایل کار به‌عنوان توفیق اجباری به آن نگاه می‌کردند، اما در ادامه به این روش کار علاقه‌مند ‌شدند.

احتمالاً اگر توانایی ویژه و خاصی داشته باشید و کار کردن در کسب‌وکارهای بزرگ‌تر و دیده ‌شدن را دوست داشته باشید، فریلنسری گزینۀ مناسبی برای شما نباشد؛ البته ممکن است بتوانید در کوتاه‌مدت به آن فکر کنید.

هیچ مانعی سر راه اینکه مدتی فریلنسر باشید و سپس به کار دائمی برگردید، وجود ندارد. دورۀ اینکه کارفرمایان در به‌کارگماری فریلنسرها تردید کنند، در حال گذار است و بسیاری از افراد به‌ تناوبْ فریلنسری و کارمندی را انتخاب می‌کنند. به مواردی اشاره شد؛ ولی در نهایت، تصمیم گیرندۀ نهایی خود شما هستید که با توجه به شرایط، موقعیت‌ها و ذهنیت خود تصمیم بگیرید که بین کارمندی و فریلنسری، یکی را انتخاب کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *