باید تجربه کرد. تجربه چیزهایی که تابحال با آنها بیگانه بودی، ولی بهرحال باید شروع کرد.

این تجربه می‌تواند مثل نوشیدن یک چای جنگلی باشد. مزه‌ خاصی که ممکن است تاکنون تجربه نکرده باشید.

این مزه خاص می‌تواند حاصل آتشی باشد که با شاخه‌های ریز درختان درست شده است.

شاید هم از گیاهان منحصربه‌فردی که در کتری ریخته شده‌اند.

هرچه باشد، چه خوب و چه بد، باید تجربه‌اش کرد.

جالب است که این مزه را فقط در خود جنگل و هنگام نوشیدن چای تجربه می‌کنید.

حالا ارتباط نوشیدن چای جنگلی با اولین پست من در چیست؟

شاید ارتباط آن فقط در این حد است که بگویم، باید چیزهای جدید را تجربه کرد.

شاید اگر این خانه نشینی اجباری ابتدای سال نبود به فکر خیلی چیزها نمی‌ افتادم.

به این فکر که نیاز به سایت دارم. این‌ که نیاز به راه‌های دیگری برای ارتباط با دوستان هست.

نیاز به این نوع ارتباط را قبلا احساس نکرده بودم.

اما شرایط جدید باعث شد تا به‌صورت جدی در مورد آن فکر کنم.

شاید در ظاهر دیر شروع کرده باشم ولی، دوست دارم بتوانم این مسیر را هم تجربه کنم.

زمانه در حال عوض شدن هست و باید با آن هماهنگ بود. در غیر اینصورت، حذف شدنمان حتمی‌ است.

این پست هم مرتبط با همین موضوع است:
وایسا دنیا که من آمده‌ام!

فعلا همین مطلب را به‌عنوان مقدمه‌ای برای ورود به این دنیا داشته باشید تا بعد…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *